قابلیت های بلاک چین فریبی فراتر از آنچه می‌بینید!

0 11

بلاک چین که یک دفتر کل غیر متمرکز است همه تراکنش هایی را که در یک شبکه روی می دهد را تایید و ثبت می کند. بنابراین با ورود یک تراکنش به بلاک چین، ابتدا این تراکنش توسط شبکه تایید می شود و غیر قابل برگشت نیز می باشد. پس زمانیکه مشکلی پیش بیاید نمی توان تعیین کرد که این مشکل برای چه کسی پیش آمده است. همچنین غیر قابل برگشت بودن تراکنش به این معنی است که امکان ندارد بتوان آن را تغییر داد. بلاک چین به عنوان یک دفتر کل غیر متمرکز نرم افزاری است که به رمز ارزها و قراردادهای هوشمند، قدرت بخشیده و تراکنش های محرمانه آن حریم خصوصی کاربران را تضمین می کند.

کاربرد بلاک چین که اتصال زنجیره بلاک هایی است که رمز نگاری شده و تاریخچه تراکنش ها در آن غیر قابل تغییر است، به نظر می رسد یک پایگاه امن برای داده ها باشد. ویژگی دیگر آن این است که هر تراکنش دارای امضای دیجیتالی بوده و هر بلاک به بلاک قبلی متصل است. با قرار دادن مقدار هش قبلی یک بلاک جدید ساخته می شود و آرایه تراکنش ها در سازنده بلاک، ایجاد خواهد شد. کار تراکنش ها در بلاک چین با اجماع در شبکه، صورت می گیرد. فیلدهای بلاک چین که فقط از طریق متدهای getter قابل دسترسی بوده، به صورتی کاملا حفاظت شده در بلاک قرار گرفته است.

تاریخچه تراکنش های بلاک چین در شبکه همتا به همتا که متشکل از کامپیوترهای شخصی است، که از سیستم بلاک چین بهره می گیرند، ذخیره می شود.ضمن اینکه هیچ شخص خاصی یا نهاد یا دولت صاحب این کامپیوترها نمی باشد. بلاک چین توانسته توجه بانک ها و شرکت های بزرگ و عظیم را به خود جلب کند، زیرا به نظر می رسد پتانسیل حل مشکلات اقتصادی و مبادلات را داشته باشد، تا جایی که پروژه های زیادی با فناوری بلاک چین تهیه شده است.

اما این فقط یک روی سکه است. هر چند کاربران و متخصصین زیادی هستند که به این باور رسیده اند که فناوری بلاک چین دنیای جدیدی است که کاربردهای دیگری مانند آموزش، به جز کاربرد اقتصادی برای آن وجود دارد. فقط بلاک چین نیازمند زمان کافی برای تکمیل و رشد است. حساسیت به روی این فناوری که حدودا  5 سال از تاریخ تولدش را سپری کرده است، از سال 2014 شروع شده است، یعنی از زمانیکه بیت کوین رشد سریعی را شروع کرد و توانست توجه همه را به خود جلب کند. بیت کوین که به عنوان یک پول جدید مرزهای اقتصادی را عوض کرد، خود را به عنوان یک پول کمیاب و غیر متمرکز به همه شناساند.

در این زمان بود که توجهات به سمت بیت کوین بیشتر جلب شد و به دنبال آن گروه های صنعتی جدید مثل Digital Asset Holdings ، هایپر لجر و غیره پا به عرصه حیات گذاشتند. این شرکت ها هدفشان این بود که از فناوری بلاک چین برای حل مشکلات فوری در صنایع بهره بگیرند.عده ای که به بلاک چین با دید مثبت نگاه می کردند بیت کوین را قبول نداشتند. آنها فقط می خواستند فناوری های به روز را در کسب و کارهایشان داشته باشند، به عقیده آنها بیت کوین نتوانسته اعتبار مورد نیازش را به دست بیاورد و عملکرد آن مطلوب نبوده است.

این ارز دیجیتالی به نظر عده ای با خرید آسان مواد مخدر، پرداخت هزینه های تبلیغات در Backpage و گاهی دموکراسی خواه بودن اجین شده است. همچنین مدیرانی که به آن روی آورده اند تصور می کنند در خط مقدم یک فناوری به روز هستند که دیگران درباره آن اطلاعات چندانی نداشته و قدر آن را به اندازه کافی نمی دانند. در واقع حمایت کردن از فناوری بلاک چین و اعلام برایت از بیت کوین ظاهرا دانشی جدید را برای آنها به ارمغان آورده بود. ولی آنها واقعا اشراف دقیقی بر روی بلاک چین نداشتند و بدون این آگاهی کامل مدام آن را منتشر می کردند.

این نادانی و جهل باعث ظهور مهندسانی شده که درک ناکافی از سیستم های انگیزشی، تئوری بازی و یا حتی رمزنگاری کلیدهای عمومی دارند. آنها وانمود می کنند که متخصص بلاک چین بوده و با دانش کم خود بسیاری از شرکت ها را فریب دادند تا آنها متقاعد شوند که بلاک چین واقعا راه حل اصلی صنایع است. که با کمک آن می توان صنایع را توسعه چشمگیری داده و سرمایه هایشان را چندین برابر بکنند. اما این اقدامات سنجیده نبود. تبلیغات گسترده درباره بلاک چین و قدرت آن به صورت گسترده و پیاپی ادامه یافت. در حالیکه بلاک چین هنوز کامل نشده و واقعا داروی موثری نخواهد بود.

اینقدر این تبلیغات گسترش یافت که کتاب هایی مانند انقلاب بلاک چین برای آن نوشته شد. در اینگونه کتابها بلاک چین وسیله ای فوری برای حل مشکلات اقتصادی معرفی شده بود. درباره بلا ک چین در این زمان تنها مفاهیمی ظاهری و فنی گول زننده و البته بسیار مبهم است تا بتوانند گفته های تهی از دانش و واقعیت خود را اثبات نمایند. در این بین مدیران شرکت ها نیز این حرف ها را باور کرده و ترسیدند که مبادا از این فناوری عقب مانده باشند. و با وعده های تو خالی راه حل واقعی مشکلات به آن چسبیدند.

اینگونه مهندسین بلاک چین، که خود را از مراقبان حرفه ای برای سلامت بلاک چین می شمارند، تصورشان این است قراردادهای بلاک چین کاملا عادلانه است. زیرا با اجرای آنها دیگر کسی مجبور نیست هزینه هنگفتی برای وکیل و برای اجرای قراردادش بپردازد. بنابراین می توان گفت بلاک چین در حوزه های حقوقی نیز خوب عمل می کند. وقتی ماجرا به مشکلات زنجیره بلاک چین می رسد آنها چیزهایی که به اندازه کافی استاندارد نیستند را مقصر جلوه داده و وقتی صحبت از هنر و فرهنگ و موسیقی و تلویزیون می شود نیز پای بلاک چین را وسط می کشند تا به آثار برجسته پاداش در خوری را اعطا کند.

از آنجا که بلاک چین مانند یک دموکرات به روز روشنفکر است و مدام برای حریم خصوصی افراد تلاش می کند. باعث کوتاه شدن دست واسطه ها است. چون در خط اول حریم خصوصی در حال مبارزه کردن است. برای اینکه تبلیغتن آنلاین نیز مردم داشته باشند بلاک چین مجددا وارد میدان شده و اول پیگیر صحت و درستی آن است و این ردیابی صحت امکان تقلب را کاهش می دهد. باز هم واسطه ها در میان این تبلیغات که سود زیادی می برند حذف شده و با کمترین هزینه تبلیغات ادامه می یابد. این لیست درباره کاربردهای بلاک چین مدام بزرگ و بزرگ تر می شود و برای آن شاید پایانی نباشد.

اینقدر وعده های آسان شدن مشکلات صنایع و حوزه های مختلف توسط مدعیان بلاک چین زیاد است که همگان تصور می کنند بلاک چین مانند دفتری سفید و براق است که می توانند راه حل تمام مشکلاتشان را در آن درج کند. این ماجرا تا جایی پیش رفته است که ده ها و بلکه صدها استارت آپ و کنسرسیوم های صنعتی با استفاده از ICO ها متعهد شده اند که می توانند مشکلات را در هر صنعتی توسط فناوری بلاک چین کاملا رفع کنند. صاحبان این صنایع نیز که توسط افراد قدیمی توسعه پیدا کرده اند تصورشان این است که یک قطعه اصلی در این میان همان بلاک چین است.

اما آیا واقعا چنین اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر این مهندسان بتوانند نیازهای توسعه دهندگان صنایع و این مدیران قدیمی را برآورده کنند، دیگر مشکلی باقی نخواهد ماند. آن وقت می توان گفت ادعاهای آنها کاملا به اثبات رسیده است. و به وجود آوردن یک پایگاه داده که اتفاقا رمز نگاری شده یعنی همان بلاک چین که غیر متمرکز است و نمی توان عیبی در آن یافت و قابل بازرسی می باشد، خیلی هم خوب و کارا است. چون چنین سیستمی قراردادهای هوشمند بی شماری را بدون عیب اجرا خواهد کرد. اما سوال این است آیا چند صفحه از یک برنامه نوشته شده توسط انسان که در کارهایش خطا کم وجود ندارد، واقعا می تواند یک سیستم مقیاس پذسر، بادوام و دارای صحت را با این همه کارایی ایجاد و راه اندازی نماید؟ تازه این سیستم بزرگ ترین مشکلات صنایع را که سالها بر روی آنها وقت و پژوهش صرف شده را نیز برطرف نماید؟

اما باور کنید بلاک چین یک افاده به روز شده است که به تصور همگان می تواند چالش های موجود در صنایع را رفع کند؟ در این میان از کلمات قلمبه و تخصصی بی معنی نیز برای متقاعد کردن مدیران صنایع و مردم استفاده می شود. اما واقعیت چیز دیگری است و به نظر می رسد این حقیقت بسیار دور از تصور مردم است. امروز دیگر بسیاری از استارتاپ ها متوجه این موضوع شده اند که واقعا بلاک چین آنگونه که تبلیغ می شود واقعا کاربرد ندارد.

پیش بینی نتیجه اینگونه تبلیغات ناامیدی است و این واقعا تاسف بار است. چرا باید تعهد و باوری فراتر از واقعیت یک تکنولوژی را به خورد مردم داد و تعهدd را به دوش کشید که اصلا امکان انجام شدنش فراهم نیست. بلاک چین با دارای قابلیت هایی فراتر از آنچه هست، نمی تواند این تعهدات را جامه عمل بپوشاند. این مساله را برخی مدیران درک کرده اند. با گسترش رویایی قابلیت های بلاک چین واقعا کار جدی نمی توان انجام داد و بسیاری از این تلاش ها به ثمر نخواهد رسید. بسیاری از محصولاتی که بر پایه گواه ثبت به عرصه اجرا درآمده اند، نتوانسته اند آنقدر جذابیت اجرایی ایجاد کنند.

با وجود همه این ناامیدی ها و شکست ها ICO ها سعی کرده اند بلاک چین های غیر متمرکز را تبلیغ کنند و تلاش هایی را صورت دهند که بلاک چینی با عنوان بلاک چین سازمانی ترویج شود که اهدافشان کمک به امور ضروری در آینده و صنایع است. اما اینجاست که نتیجه ای حاصل نمی شود و این اختلاف میان نتیجه و تعهدات منجر به بروز بحث ها و جنجال های زیادی می شود. اما سوال این است که آیا می توان اطمینانی حاصل کرد که از فناوری بلاک چین واقعا می توان چیزی براتر از بیت کوین به دست آورد؟

واقعیت بلاک چین چیز دیگری است، بلاک چین منجر به تمرکز زدایی و پر هزینه بودن تغییر داده ها است. البته به نظر می رسد این خصوصیت ها برای ایجاد یک پول سالم کافی است و بنابراین بیت کوین به وجود می آید. اما پروژه هایی فراتر از بیت کوین بیش از این خصوصیات نیاز دارند. اگر یکی از این پروژه ها نرم افزاری و قابلیت رشد نیز داشته باشد، نمی توان این خصوصیات را با بلاک چین به آسانی ترکیب و هماهنگ کرد. می توان در نهایت اینگونه بیان کرد که شاید بلاک چین واقعا ابزار مناسبی برای این کار نیست. اینکه مهندسان و متخصصان زیادی روی این تطبیق پذیری کار کرده و تلاش می کنند دلیل بر این نیست که حتما نتیجه ای از آن حاصل شود.

بسیاری از مشکلات در صنایع و مهندسی وجود دارد که با پول قابل حل نمی باشند و نیازمند ابتکار و موآوری هستند. وقتی یک مدیر شرکت وقت ارزشمند خود را با درگیری با بلاک چین از دست می دهد، بهره وری شرکتش را پایین آورده و این یک خطای بزرگ در حل مشکل است. از بلاک چین طی کمتر از یک دهه گذشته واقعا پروژه بزرگی ه دست نیامده است. در واقع بلاک چین ایده نویی نیست و این بر خلاف بیت کوین است که واقعا یک ایده نو و جالب است. مدیران و افراد زیادی هستند که بلاک چبن آنها را مجذوب خود کرده است و به نظر آنها بلاک چین می تواند یک راه حل خوب باشد اما واقعیت چیز دیگری است.

دیدگاه بگذارید

avatar
  عضویت  
اطلاع از